سيد محمد كمره اى
868
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
قزوينى و دويست و پنجاه نفر بريگاد مركزى و آترياد رشت و آترياد اردبيل و مونيسيون توپخانه براى اعدامم جنگلىها مأمور نموده ، از طرفى سپهسالار را با قواى خودش و امير افشار از زنجان و امير السلطنه از اردبيل داوطلب مبارزه با جنگلىها قرار و مأمور نمودهاند ، هركدام از دو طرف كه دولتىها يا جنگلىها مغلوب شوند زيان اسلام و ايران است . آقايان علماى طرفدار اخذ شهريه را شنيدم مبادى عاليه واداشتهاند كه بر فساد و افساد و ارتباط با بلشويكها و نسبت آنكه بلشويكها عقيده به اشتراك در نسوان هم دارند ، جنگلىها مصداق آنها هستند و به موجب حكم شرع اعدام و تدمير آنها بر هر مسلمانى لازم است . كسى نيست علنا از دولت سوال نمايد كه چه فساد و افسادى جنگلىها در عرض اين چهار سال به حق عمومى نمودهاند ؟ آيا حفظ ناموس رشتىها از اجانب و آيا جلو [ ى ] تطاول و چپاول امثال سپهسالارها و سپهدارها و امين الدولهها و متنفذين رشت را از رعايا ، آيا نگذاشتن آنكه در سنه ماضيه از قحطى و گرسنگى يك نفر در رشت بميرد ؛ آيا فرستادن اعانه برنج زيادى از رشت براى فقراى طهران ؟ آيا اصلاح ماليه ، دادن مالياتبدهها در رشت كه تقريبا چهار كرور نقدى و دو كرور تومان جنس از مأخذ عشريه آيا تقاضاى آنها از دولت كه اجزاى امين درستكار براى دواير دولتى رشت تعيين نماييد . كدام از اينها افساد آنها است ؟ آيا مانع شدن اينكه قشون روس و انگليس درشت نتواند خرابى و خسارتى به مال و جان و ناموس اهالى وارد بياورد خيانت است ؟ مشغول اين خيال و فكر معنا بوده و صورتا ورقه عرضحال كه كميسرى داده بود و مىخواستم تفصيل سرقت خانه را كه اين دفعه از خردهريزهاى مجمع ادب برده بودند بنويسم . ناگاه توپ تحويل زده شد و به فال نيك گرفته كه ريشه سعادت ، التفات به دردهاى وارده است و هر بدبختى از غفلت و بىدردى است . « حفت الجنه بالمكاره و يخرج الحى من الميت « 1 » . » به فاصله نيم ساعتى بعد از تحويل كه قريب دو از شب رفته آقايان مصدق السلطنه و مرآت الممالك وارد شده به تبريك عيد مشغول شده .
--> ( 1 ) . بهشت پيچيده به سختىها و مشقتها است و زندگى از دل مرگ بيرون مىآيد .